راز شكستن سكوت 20ساله حسین(ع)
این روزها یادآور سفر بلند و تاریخی است كه حسین (ع)آغاز كرده و در هر فرسنگش،دانشگاهی سر از خاك بیرون كرده. سفری كه از شهر پیامبر (ص) آغاز شده تا آیینی كه برای مردمان آورده، در طی روزهای پرفراز و نشیبی كه در پیش است، زلالی از دست رفته را بازپس گیرد.
این همه پس از بیست سال سكوت (ده سال در كنار برادر بزرگوارش و ده سال پس از آن) همراه با پرورش همراهانی كه تاب همراهی او در راه دشواری كه در پیش دارد را داشته باشند صورت می گیرد؛ بیست سال سكوت تا هنگام سخن گفتن فرا رسد؛ بیست سال سكوت تا زمانی كه مصلحت جامعه پس از انقلاب نبوی دیگر در سكوت نیست. حسین (ع) بوی دامان پیامبر، مهر مادر، صبر پدر و شكیبایی برادر و خویشتنداری خویشتن را به یاد دارد، و اینك، زمان حركت است. دیده است كه چگونه مغز دین رحمت را به حفظ خشونت بار پوسته ظواهر آن واگذارده اند، تلاش و نشاط كار و آبادانی را به تكیه بر خراج های سنگین سرزمین های تازه مسلمان فروخته اند، معنویت پاك و سرزنده در میدان عمل را به زهدفروشی تنزه طلبانه تبدیل كرده اند، اقتدار پیام رهایی بخش امت ایمانیان را با شوكت كاخ ها و ماشین جنگی فاتحان جایگزین كرده اند. و اینك، سرمست از قدرت یكپارچه شده ای كه دیگر هیچ هماوردی در میدان نمی بیند، قصد استحاله خلافت به سلطنت دارند...
ادامه مطلب
«عاشورای سیاسی» یا «سیاست عاشورایی»؟
مُلکی که یزید حکمرانش باشد اصلاح طلب حسین اش، اخلالگر است
این قطعه را نه یک شاعر وابسته به جناح اصلاح طلب کنونی که یکی از مشهورترین نوحه سرایان ترک زبان معاصر در سال ۱۳۵۶ سروده است. مرحوم رحیم منزوی اردبیلی که در سال ۱۳۷۱ در سن ۵۵ سالگی درگذشت، این قطعه را در صفحه ۴۴۴ کتاب نوحه مشهور خود به نام «صد سینه زن» در کنار انبوهی از نوحه ها و رباعی های مذهبی خود آورده که اندک دقتی در محتوای این نوحه ها نشان می دهد که ویژگی «ظالم ستیزی» در چکامه های این نوحه سرای اثرگذار و مشهور ترک زبان بسیار پررنگ تر از دیگر نوحه سرایان مشهور ترک زبان است. منزوی پرخاش علیه ظالمان را تا جایی می رساند که در زیرنویس صفحه ۳۸۲ همین کتاب می نویسد:« هیاهو بر یک انتخابات قلّابی از مختصان مکتب تشیع است.»
اگر آثار رحیم منزوی را با آثار دیگر نوحه سرای همشهری اش مرحوم استاد عباسقلی یحیوی مقایسه کنیم به تفاوت های بارز این دو سبک نوحه سرایی پی خواهیم برد. در آثار درخشان و ستودنی مرحوم یحیوی که بخش مهمی از آنها متعلق به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی است، بیش از آنکه با مؤلفه بنیادین «ظالم ستیزی» در قیام عاشورا مواجه شویم، شاهد انبوهی از نوحه های زیبا، جانسوز و ماندگار درباره جزئیات مصیبت های وارده بر خاندان پیامبر هستیم که من آن را «مظلوم گرایی» می نامم. البته هر دو گونه «ظالم ستیزی» و «مظلوم گرایی» از ارکان اصلی پیام محوری «ظلم ستیزی» است. اما شک نباید کرد که ستیز با ظالمان زمان بسیار دشوارتر و پرخطرتر از همدردی بی خطر و بی اثر با مظلومان است. می توان در دربار یزید و یزیدیان بود و بدون آنکه خطری برای قدرت آنها ایجاد کرد، برای مظلومان نیز دلسوزی و همدردی ابراز نمود.
مرثیه سرایانی چون محتشم کاشانی نیز با وجود درخشش و استواری آثاری که خلق کرده اند، دغدغه اصلی خود را معطوف به «مظلوم گرایی» نموده و پیام تاریخ ساز «قیام در برابر ظالمان» را کمرنگ ساخته اند. با رواج نوحه سرایی در عصر قاجار، باز هم شاهد گرایش بی حد و مرز نوحه سرایان و نوحه خوانان به جنبه «مظلوم گرایی» هستیم که آثار مرحوم یحیوی اردبیلی از این گونه اند. ادبیاتی که در دهه اخیر از سوی مداحان صاحب نام پایتخت رواج داده می شود و مورد عنایت رسانه های رسمی قرار گرفته است، شباهت فراوانی با ادبیات حاکم بر دوره قاجار و نیمه اول پهلوی دارد و از ادبیات دوره مشروطه و انقلاب اسلامی که به مؤلفه «ظالم ستیزی» در قیام عاشورا اهمیت می داد بسیار بیگانه است. هرچند برخی نوحه خوانان و نوحه سرایان مشهور روزگار ما برای جبران مشهود این خلأ، به پدیده «ظالم تراشی» روی آورده و نقیصه مربوط به عنصر «ظالم ستیزی» را با شبیه سازی های غیر علمی و غیر مستند برطرف می کنند. سمبل بارز این جریان را باید حاج منصور ارضی دانست که در واقع رهبری این جریان را در کشور به دوش می کشد و هر از چندی با کشف معاویه ها، یزیدها، شمرهای جدید به ارضای هیجانات سیاسی مخاطبان خود کمک می کند.
از پیامدهای کمرنگ شدن «ظالم ستیزی» باید به انفعال در برابر ستمگران و پرخاش علیه مظلومان و بی دفاعان اشاره کرد. در واقع چنین روشی نه تنها در عمل به مظلومان کمکی نمی کند، بلکه با نادیده گرفتن عنصر اصلی ظلم (یعنی ظالم)، در تئوری نیز علیه خود عمل می کند و عملاً به یک باور پارادوکسیکال و حتی مضحک بدل می شود که نه تنها زیانی به ظالمان نمی رساند بلکه سبب خالی شدن عقده های فروخفته ناشی از ظلم ظالمان بر سر مظلومان می گردد.
اینجاست که «عاشورای سیاسی» راهش را از «سیاست عاشورایی» جدا می کند و چه بسا در برابر آن می ایستد. منادیان «عاشورای سیاسی» ابایی ندارند که در لابه لای نوحه سرایی و نوحه خوانی به مخالفان و منتقدان سیاسی خود بتازند و آنها را لعن و نفرین کنند. هنوز صدای حجة الاسلام احمد پناهیان برادر حجة الاسلام علیرضا پناهیان در گوشم است که عصر هشتم محرم ۱۰ سال پیش وسط نوحه خواندن، ناگهان گریزی به درگیری های سیاسی آن روزها زد و پس از خواندن بیتی در مظلومیت علی اکبر (ع) با آه جانسوزی ناله زد:« خدا لعنتت کنه مهاجرانی!»
تورجان
خدایی سایه ای رفت از سرما....

وقتی حضرت روح الله رفت فقط ۱۰ سال داشتم. به زعم بسیاری خیلی نباید درک درستی از وقایع اطرافم می داشتم اما مگر می شد با همه خردسالی و دنیای کودکانه ای که مرا به خود مشغول کرده بود خاطره رفتن های بابا به جبهه و توصیف مادر از اینکه بابا برای دفاع از دین و به فرموده آقا می روند را فراموش کرد.
سخنرانی های آقا را گرچه نمی توانستم تحلیل کنم اما می دانستم که در پس چهره نورانی و سخنان آرامش بخشش دنیای دیگری وجود دارد...
حالا بیش از ۲۰ سال از پرواز امام گذشته و من در آستانه ورود به دهه چهارم زندگی ام هنوز خاطرات خوش کودکی را فراموش نمی کنم. هنوز صدای مردمی که با هر واژه خمینی عزیز اشک می ریختند و فریاد
" روح منی خمینی بت شکنی خمینی"
را سر میدادند در گوشم طنین اندازاست.
اما اینک پس از گذشت سالها از دوری پدر پیر امت واقعه ای تلخ رخ میدهد که دل همه ما را به درد آورد.
همه مایی که گرچه در زمان حضورش خدمتش نرسیدیم اما هنوز هم وقتی رویای دیدارش را در خواب شبانگاهی مان می بینیم تعبیرش جز نیکی و خیر برایمان نیست... برایمان شیرین است اگر سید روح الله خمینی در خوابی که بین زمین و آسمان معلق هستیم بگوید: "من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم..." و با همه وجود آسمانی بودن کلامش را درک کنیم.
صدا و سیما در بدعتی که آن را افشاگری می خوانند تصویر این هتک حرمت را به نمایش گذاشت. اما سوال من این است که از این سناریو چه چیزی قرار است نصیب سیما شود؟ آیا لذت قدرت آن قدر ارزش داشت که حرمت امام راحل در دیده نسلی که نفس های زندگی شان با انفاس قدسی اش ممزوج نشده بود به نمایش گذاشت؟
آیا هیچ به این مساله اندیشیده اید که این نسلی که امام را ندیدند و در معرض خطرناک ترین تهاجمات فکری و فرهنگی مدرن قرار دارند با دیدن این اهانت دچار چه تضادی می شوند؟
و آیا شکستن قبح یک عمل شنیع در فقه و اخلاق اسلامی جایز است؟
هزينه اين كناره گيري را چه كسي مي پردازد؟

این روزها که آیت الله جوادی آملی از امامت جمعه قم کناره گیری کرده ، توجهات بیش از اینکه به آستانه اعلام مرجعیت ایشان جلب شود به سابقه ی تعامل دولت با آیت الله جوادی جلب می شود.
ماجرای آیت الله جوادی آملی و دولت احمدی نژاد تنها به «هاله نور» و تایید این داستان توسط دفتر این مرجع عالی قدر در انتخابات ریاست جمهوری دهم باز نمی گردد، بلکه شکوه و گلایه حامیان دولت نهم و دهم از حضرت آیت الله به انتخابات نهم و حمایت ایشان از رقیب بی منازع محمود احمدی نژاد یعنی شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی باز می گردد.
طبق آمارماخداخیلی است!

هر كه معبود خویش را دارد میپرستد ورا به تنهایی
طبق آمار ما، خدا خیلیست وین ندارد چرا و امایی
بس كه مردم زیادتر شدهاند احدیت شده است شورایی
اشتباه است اگر كه گفتهست او وحده لاالهالاهو
بدون تیتر!
احمدی نژاد امروز سر زده راهی بهارستان شد تا در جلسه نمایندگان که در حال بررسی لایحه هدفنمد کردن یارانه ها بودند حاضر شود.
او آن ها را تهدید کرد که اگر آن چه را او می خواهد تصویب نکنند، لایحه را پس می گیرد...
تنش کلامی بین احمدی نژاد و لاریجانی هم از غیرعادی بودن این دیدار حکایت می کند. به نظر می رسد پیش بینی های میرحسین مبنی بر ورود دولت به فاز دیکتاتوری پس از فاز بی اعتنایی به قوانین در حال تحقق است. میرحسین مهم ترین نگرانی و حتی بهانه خود را برای ورود به عرصه انتخابات همین ورود به فاز دیکتاتوری و استبداد می دانست که پیش زمینه های آن با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و حذف نگاه کارشناسی در مصوبات دولت آماده شده بود. در این فاز دولت سایر نهادهای قانونی را تا حدی قبول دارد که بر مصوبات و نظرات او صحه بگذارند. شیوه برخورد امروز احمدی نژاد به چالش کشیدن جایگاه قانونی مجلس است که بنیانگذار فقید انقلاب از آن به عنوان "رأس امور" یاد کرده بود. احمدی نژاد البته می تواند با این شیوه توپ اجرایی نشدن این لایحه را که از شعارهای اصلی او بود به زمین مجلس بیندازد به خصوص پس از آن که صدای اعتراض کارشناسان مخالف این لایحه هر روز بلندتر از روز قبل به گوش می رسد.
راز سربه مهر...
برنامه دختر شهید قلابی در حضور احمدینژاد
كنگره یادبود 23 هزار شهید استانهای خراسان رضوی، شمالی و جنوبی كه با حضور احمدینژاد برگزار شد به علت بی دقتی مسئولان با حاشیه همراه شد و ناراحتی شركت كنندگان در همایش را در پی داشت .
ماجرا از این قرار بود كه در آغاز مراسم، دختر خانمی بر روی صحنه حاضر شد و با تمام وجود و شور و احساس خطاب به پدر شهیدش شروع به صحبت كرد بهطوری كه همه حاضران در همایش تحت تاثیر قرار گرفتند. درد دلهای این دختر آنچنان افراد را منقلب كرد كه صدای گریه و زاری شركتكنندگان در همایش، فضای سالن را پر كـرد. با گذشت دقایقی از اجرای این برنامه، فردی بهعنوان پدر این دختر به او جواب داد و مشخص شد كه برنامه نه درد دلهای یك فرزند شهید كه نوعی نمایش بوده است.
با مشخص شدن موضوع، فضا بــهكلـی تغییر كــرد و حاضران بــا ابـراز نـاراحتـی از این اتفــاق و نمایشی بودن قضیه با بیمیلی، ادامه برنامه را دنبال كردند.
احمدی نژاد اصولگرا نیست، از فرقه ای خاص است!

علی مطهری طی گفتگوی مفصلی با روزنامه "تهران امروز" به مسائل مختلفی پیرامون اوضاع كشور و دولت احمدی نژاد اشاره كرده است.
وی در این گفتگو درخصوص اختلافات میان جریانات سیاسی معتقد است كه علاوه بر اختلاف میان اصلاح طلبان و اصولگرایان خود اصولگرایان نیز با یكدیگر دچار اختلاف اند. او می گوید: «من به این شكل قبول ندارم كه تنها بین جریان اصولگرایی و اصلاحطلبی شكاف زیاد شده بود، بلكه میخواهم بگویم كه علاوه بر این بین جریان اصولگرای منتقد دولت و اصولگرایان حامی دولت هم این شكاف روبه گسترش بود. اگرچه اكثر اصولگراها در نهایت به آقای احمدینژاد رای دادند، ولی این یك نوع رای دادن اضطراری بود و بسیاری از آنها با چشم گریان به ایشان رای دادند و در دل خودشان راضی نبودند. در واقع شخصیت خاص آقای احمدینژاد كه در مناظرهها بیشتر بروز كرد بهگونهای بود كه اختلافات را تشدید میكرد. البته الان باید رو بهاتحاد حركت كنیم.»
ادامه مطلب....
برابری نظام مقدس جمهوری اسلامی با نظامهای مارکسیستی!
اعتراضات مردمی درباره انتخابات ریاست جمهوری اما و اگرهای بسیاری داشت. موج بی سابقه دستگیریها از همان روز انتخابات و فیلتر کردن سایتها خبر از برخی تحرکات داشت!
اینک پس از گذشت نزدیک به دوماه از انتخابات و فرافکنی رسانه های وابسته و ادعاهای مطرح شده
محاکمه برخی چهره های سابق نظام با قیافه هایی زجر کشیده و دامن زدن به دامنه اتهامات علیه چهره های رکنی نظام موجی از دلسردی را در بین برخی دوستداران نظام ایجاد کرد.
اتهام وارد شده به مهره های اصلی نظام ،تلاش برای براندازی نرم بود.
اما تا چه اندازه می توان به این ادعاها اطمینان کرد؟
در یان رابطه فقط به ذکر چند نکته بسنده می کنم:
۱- اعتراف گرفتن پس از شکنجه و زندان اعتبار شرعی و قانونی ندارد.
۲- سابقه انقلاب مخملی در نظام های مارکسیستی (مطلب را از دکتر عماد افروغ در اینجا بخوانید) مصداق دارد نه نظامی که بنیانگذار آن کسی چون خمینی کبیر است!
۳- این اتهام از سوی متهمین اصلی این پروژه رد شده است.
۴- حذف یاران امام و سپس روحانیت و مراجع تقلید(که به شدت از سوی حامیان دولت پیگیری می شود) عاقبتی جز سرنوشت مشروطه را به همراه نخواهد داشت.(این مطلب را هم در اینجا بخوانید)



